جمال رضايى

98

بيرجندنامه ( فارسى )

« فلكهء كشمان » نام نهاده بودند . اين دو فلكه اكنون نيز وجود دارند . فلكهء كشمان به ميدان بزرگى تبديل شده و « ميدان ابوذر » نام گرفته است . احداث اين خيابان‌ها و دو فلكه در دههء دوّم اين سده صورت گرفته است . 4 - ساباطها : واژهء « ساباط » كه در گويش بيرجند « سابات sabat » تلفظ مىشود اصلا به معنى « سقف ميان دو ديوار كه زير آن راه بود » مىباشد « 1 » . در بسيارى از شهرهاى ايران « كوچه‌هاى سرپوشيده » وجود داشته كه بيشتر روى آن‌ها اتاقهايى براى سكونت مىساخته‌اند . در بيرجند آن زمان تعداد اين نوع كوچه‌ها بسيار زياد بود و ساباطهاى پرشمار و متعدّدى وجود داشت كه بسيارى از آن‌ها با دگرگون شدن بافت قديمى شهر و ايجاد خيابان‌هاى جديد از ميان رفته و يا براى جلوگيرى از فروريختن تخريب گشته است ، ولى هنوز شمار قابل ملاحظه‌اى « ساباط » در قسمت‌هاى قديمى شهر وجود دارد . از اين لحاظ بيرجند - شايد در آن زمان - در ميان شهرهاى ايران شاخص‌تر و بىمانند بوده است زيرا كمتر كوچه‌اى ديده مىشد كه چند يا چندين « ساباط » نداشت ؛ حتّى گاهى از همين كوچه‌هاى سرپوشيده ، كوچه‌هاى تنگ و سرپوشيدهء فرعى جدا مىشد كه در روز هم تاريك و عبور از آن‌ها در شب وهم‌انگيز بود . اين كوچه‌هاى سرپوشيده فرعى و تنگ و تاريك را « شى دا لانه sey dalone » « 2 » مىناميدند . از اين‌رو اگر بيرجند آن روزگار را « شهر هزار ساباط » بناميم سخنى به گزاف نگفته بلكه نام مناسب و شايسته‌اى براى آن يافته‌ايم . ( منظور از هزار عدد پس از 999 نيست بلكه نمودار كثرت است مانند هزارپا ، هزارآوا ، هزاردستان و . . . ) . علّت ساختن « ساباط » در كوچه‌ها - آن هم به آن زيادى - چند عامل بوده است كه مهم‌ترين آن‌ها عبارتند از : 1 - 4 - ساباطها با پوشش ضربى خود باعث كلاف شدن ديوارهاى خانه‌هاى مجاور كوچه‌ها و موجب مقاومت بيشتر آن‌ها شده‌اند .

--> نوجوانان و جوانان و حتّى مردان عصرها كه از خانه براى وقت‌گذرانى بيرون مىآمدند در كنار آن گرد مىآمدند و نمىدانستند كه چه بكنند از اينرو به آن ميدان يا فلكهء « چكنم » ( چه كنم ) مىگفتند و امروز نام آن « ميدان شهدا » است . ( 1 ) . براى واژهء « ساباط » معانى گوناگونى ولى نزديك به‌هم داده‌اند . اين واژه را برخى عربى شمرده‌اند ولى بعضى حدس زده‌اند كه ممكن است « ساباط » كوتاه شده و معرّب « بلاس‌آباد » ( - بلاش‌آباد ) فارسى باشد . براى توضيح اين نظر و آگاهى از معانى « ساباط » نگاه كنيد به « لغت‌نامهء دهخدا » ذيل همين واژه . ( 2 ) . « شى sey » تلفّظى ديگر از « واژهء « شو » ( sow ) مىباشد كه خود تلفّظ گويشى واژهء « شب » فارسى است . و « شىدا لانه seydalone » ( شب دالانه ) يعنى دالان يا « دالانه » اى كه مثل « شب » تاريك باشد .